ویترین پرسش و پاسخ
جایگاه عقل در جعل احکام شرعی
سوال مطرح شده:

اگر عقل صرف انکشاف نبوده و به تعبير شما همراه با فشار روحي است، پس عقل، خود مي تواند جاعل حکم شرع باشد. زيرا مخالفت کردن با چنين عقلي، موجب عقاب، و متابعت کردن از آن، مستوجب ثواب خواهد بود.


بله، اين يک بحثي است که استدلال مي شود به آيه ي : و ما کنا معذّبين حتّي نبعث رسولاً (إسراء/ 15). بنابراين آنچه را که عقل مي گويد، ارشادي است و تا دين نيايد، عقابي نخواهد بود. ببينيد دو تا بحث است. يک بحث عقلي داريم و يک بحث نقلي. در بحث عقلي، عقل مي فهمد که اين خوب است و آن بد است. عقل مي فهمد که اگر مخالفت کند، کار بدي کرده است. عقل مي فهمد که عقلاً مستحقّ مجازات است. اما اين که شرع بگويد تا من پيامبر نفرستم، مجازات نمي کنم، بحث ديگري است. يکي از اساتيد من مي فرمود: ممكن است بچه‌اي در پنج سالگي خوب و بد را بفهمد، يا مثلا يک پسر مميّز در سن 12 سالگي، عقلاً تمام واجبات بر او واجب و تمام محرمات بر او حرام باشد، اما شرع به خاطر يک سري مصالح، استاندارد سازي کرده است. مثلا فرموده 15 سالگي. از اين روي، اگر کسي تا اين سن واجبات را انجام ندهد، عقاب نخواهد ديد. نه اين که مستحق عقاب نيست. مثل بحث تجرّي. من الآن در قلبم مي گذرد که فلان گناه را انجام دهم. حتي ممکن است چند قدم هم بردارم، ولي بعد نظرم عوض شود. اين کار من، عقلاً و طبق مبناي شيخ انصاري - که تجّري را قبيح مي داند - گناه است، و گناه مستحقّ عقاب است. اما روايات فرموده اند تا عمل را انجام نداده باشد، عقابي در کار نيست. اين اراده ي گناه و چند قدم رفتن در اين راه را شرع بخشيده است. اين بخشش دليل بر اين نيست که عقاب ندارد. چون ممکن است يک عملي عقلاً عقاب داشته باشد، اما نقل ببخشد و قانون کلي هم بگذارد. اين غير از آن بخشيدن هايي است که خداي متعال در روز قيامت مي‌بخشد. ان شاءالله که همه ي ما را خواهد بخشيد. غير از آن موارد خاص، به طور عام نيز يک قواعدي را گذاشته است. فرموده است اگر گناه کسي تا اين مرتبه باشد، مي بخشم، وگرنه در همان مثال بالا من گناه کرده ام. همين که اراده کرده ام، گناه است. اراده ي گناه، گناه است. عقلاً گناه است. لذا آن بحث ديگري است. نقلي است. بايد آيات و روايات را بررسي کنيم. ببينيم عقاب تا چه حد برداشته شده است. چون متفاوت است. بعضي موارد تا عمل انجام نشود، عقاب برداشته شده. بعضي موارد تا يک مقدماتي را انجام نداده است، بخشيده شده و بعضي مقدّمات بخشيده نشده است. اين يک بحث نقلي است، اما عقلاً استحقاق هست.